آيت الله سبحاني در پاسخ به سوالي در خصوص «آينده جهان از نظر قرآن و روايات» تشريح کردهاند طبق نص آيات قرآن و روايات اهلبيت(ع) آينده متعلق به صالحان است.
گناه به معنى خلاف است و دراسلام هر كارى كه برخلاف فرمان خداوند باشد، گناه محسوب مىشود. گناه هر چند كوچك باشد چون نافرمانى خداست، بزرگ است. رسول اكرم صلى الله عليه و آله در سخنى به ابوذر فرمودند: «لاتنظر الى صغر الخطيئة و لكن انظر الى من عصيته» «[1]» «كوچكى گناه را ننگر، بلكه بنگر چه كسى را نافرمانى مىكنى!.» واژههاى گناه در قرآن در زبان قرآن و پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان عليهم السلام با واژههاى مختلف، از گناه ياد شده است، كه هر كدام گويى از بخشى از آثار شوم گناه پرده بر مىدارد و بيانگر گوناگون بودن گناه است.
واژههايى كه در قرآن در مورد گناه آمده، عبارتند از: 1- ذنب 2- معصيت 3- اثم 4- سيئه 5- جرم 6- حرام 7- خطيئه 8- فسق 9- فساد 10- فجور 11- منكر 12- فاحشه 13- خبث 14- شر 15- لمم 16- وزر و ثقل 17- حنث
1- ذنب، به معنى دنباله است، چون هر عمل خلافى يك نوع پىآمد و دنباله به عنوان مجازات اخروى يا دنيوى دارد؛ اين واژه، در قرآن 35 بار آمده است
بحث ولایتمداری و ولایت پذیری یکی از مسائل مهم وحیاتی برای بقای جامعه اسلامی و سلامت سیاسی و اجتماعی و حتی دینی افراد آن است که از زمان شروع حیات اسلام تا به امروز مطرح بوده است.
از میان قلمروهای 4 گانه رسالت پیامبر یعنی مرجعیت علمی- حکومت اسلامی(ولایت ظاهری)-ولایت معنوی و دریافت وابلاغ وحی همه بغیر از ولایت معنوی و وحی بعد از معصومین ادامه میابند که در دوران غیبت امام زمان(عج) ولایت ظاهری در قالب ولایت فقیه ادامه میابد .
از بدو ظهور اسلام تشکیل حکومت اسلامی یکی از اصول کار رسول اکرم وجانشینان ایشان بوده است اما بعد از رحلت ایشان این اصل منحرف شد و جامعه اسلامی فقط دوره ای کوتاه از حکومت اسلام ناب را در دوره کمتر از 5 ساله امام علی و دوره ی کوتاه خلافت امام حسن مجتبی تجربه کرد این انحراف تاجایی پیش رفت که در زمان معاویه خلافت پیامبر تبدیل به سلطنت شد و حکومت که باید در دست صالحان وپاکان میبود در اختیار طاغوت قرار گرفت واز آن زمان تشکیل حکومت الهی بر پایه ولایت الهی و ولایت صالحان به یکی از آرزوهای ائمه معصومین وهمچنین پیروان ایشان مبدل شد واین امر تحقق نیافت مگر توسط امام خمینی ره .
بر طبق دین وسنت ما ولایت پذیری و اطاعت از ولی امر بر همگان واجب و موجب وحدت و رویه ای بهتر در جامعه میشود واین امر (ولایت پذیری ) در مسئله ای خاص خواه مطابق نظر ما باشد و خواه نباشد برما واجب است اصلا ولایت پذیری زمانی که ما نظرمان با ولی فقیه یکی است محقق نمیشود بلکه ولایت پذیری زمانی محقق میشود که ما نظرمان و دیدگاهمان با ولی فقیه در تضاد باشد و از این درگاه به دیدگاهی سالم و بی خطر برسیم .(همانگونه که در امری شرعی به مرجع تقلید رجوع میشود ).وگرنه چه فایده دارد ما به نظر وحکمی عمل کنیم که اگر نمیدانستیمش هم باز همان میکردیم؟! اما این مقدمه ای بود تا عده ای را که ناآگاهانه اصل ولایت را زیر سوال برده اند مورد خطاب قرار دهم آنهایی را که میگویند اصل ولایت فقیه را قبول داریم اما ولی فقیه را نه!
اولا بگویم کسانی که این حرف را میزنند یا از اصل ولایت ناآگاهند و یا بهانه جویانیند که میخواهند همه چیز باب نظر خودشان باشد واین یعنی همان عدم تمکین به ولایت است که در بالا عرض کردم
زمانی که از بعضی از آقایان پرسیده میشود که چرا در جریان فتنه از ولی فقیه اطاعت نکرده ای(با اینکه مدعی طرفداری از ولایت است) میگویند مگر ولی فقیه معصوم است که همه حرفهایش رابپذیریم!
جواب: نه ولی فقیه معصوم نیست همانطور که یک مرجع تقلید در بیان حکم معصوم نیست اما شما که مدعی قبول داشتن اصل ولایت فقیه هستی کجای شرایط ولی فقیه آمده است که ولی باید معصوم باشد؟ اگر ولایت راقبول داری پس شرایط ولی فقیه راهم که جز آن است قبول داری پس باید به حکم ایشان تمکین میکردید.
عده ای نادان هم میگویند ما فقط امام خمینی را قبول داریم(اگر از قلوبشان خبر داشتیم میفهمیدیم که این هم دروغی بیش نیست) اما مگر ولایتی که همین امام پایه گذاری کردند جز این است که اطاعت از ولی کنید نه اطاعت از امام خمینی! البته حال ایشان بیشباهت به شیعان 5 و چند امامی نیست که ولی بعدی خود را گم کردن!
عده ای گستاخ هم میگویند که ولی فعلی لایق ولایت نیست و مثلا شایسته بود که فلان شخص سکان جامعه را در دست بگیرد بگیرد !
اولا همان ولایتی که شما به قول خودتان قبول دارید میگوید که خبرگان رهبری معین میکنند چه کسی رهبر شود نه شما !
ثانیا بر فرض محال که کسی که شما میخواهید به رهبری جامعه برسد با این فرض بازهستند کسانی که خواهان رهبری فردی بغیر از دلخواه شما باشند واین خود سبب نا آرامی و هرج و مرج جامعه میشود پس به نظر خبرگان احترام بگذارید.
البته کسانی هم هستند که کلا اصل ولایت را قبول ندارند اما این عالیجنابان! از دایره بحث این پست خارجند.
پس با اندکی تامل درمیابیم که عدم قبول داشتن ولی فقیه در اصل عدم قبول داشتن ولایت است و مجلس خبرگان است که تخصص درک مقبولیت فردی به عنوان رهبر را دارا میباشد. و اگر شخص عادی این تخصص را داشت دیگر چه نیازی به خبرگان؟!
پس بیایید ایمان خود را تباه نساحته وزیر پرچم پرافتخار ولایت جمع شویم
تبيين اين مسأله به تحليل دو نكته بر ميگردد: 1. چرا جامعه نيازمند زعامت و ولايت سياسي است؟
2. چرا در جامعه اسلامي اين زعامت سياسي، براي فقيه جامع شرايط قرار داده شده است؟
جامعه انساني از آن جهت كه مشتمل بر افراد با منافع، علاقه ها و سليقه هاي متعارض و مختلف است، به طور ضروري نياز به حكومت دارد. اجتماع انساني - هر چند در حدّ بسيار مختصر نظير يك قبيله يا روستا، نيازمند نظام و رياست است. اصطكاك منافع، چالش ميان افراد و اخلال در نظم و امنيت، مقولاتي است كه وجود نهادي مقتدر و معتبر را جهت رسيدگي به اين امور و برقراري نظم و امنيت ايجاب ميكند. بنابراين، جامعه بدون حكومت يا دولتي كه داراي اقتدار سياسي لازم و قدرت برنامهريزي، تصميمگيري، اجرا و امر و نهي است، ناقص خواهد بود و دوام و بقاي خويش را از دست خواهد داد. امام علي(ع) در مقابل خوارج -كه شعار «لا حكم الاّ للّه» سر ميدادند و بر نفي وجود حكومت و امارت اصرار ورزيده، مدعي حكومت مستقيم خدا بر خويش بودند ميفرمود: «انّه لابد للناس من أمير برّ او فاجر يعمل في إمرته المؤمن»؛ «به ناچار مردم نيازمند وجود حاكم هستند؛ خواه نيكوكار و خواه بدكردار تا در حكومت او مرد با ايمان، كار خويش كند».نهج البلاغه، خطبه 40. سرّ نياز به ولايت سياسي در نقص و ضعف فرد انساني نهفته نيست؛ بلكه در ضعف و نقص مجتمع انساني است. بنابراين اگر جامعهاي از افرادي شايسته و حق شناس نيز فراهم آمده باشد، باز هم نيازمند حكومت و ولايت سياسي است؛ زيرا اموري وجود دارد كه مربوط به جمع ميشود و نياز به تصميمگيري كلي و در سطح عمومي دارد و فرد - از آن جهت كه فرد است نميتواند در اين موارد تصميم گيرنده باشد. اختلاف نظام های سياسي در اموری نظير: شيوه توزيع قدرت، شرايط صاحبان قدرت، چگونگي احراز قدرت سياسي، نقش و جايگاه مردم در واگذاري قدرت سياسي و... است؛ و گرنه در اصل اينكه جامعه بشري نيازمند ولايت و زعامت سياسي است، اتفاق نظر وجود دارد و تنها مخالف آن، آنارشيستها هستند كه نه عدد معتنابهي اند و نه دليل موجهي دارند. اما اينكه در انديشه سياسي شيعه، زعامت سياسي در عصر غيبت به فقيه جامع شرايط واگذار شده، بدان جهت است كه رسالت و وظيفه حكومت، تطبيق امور مسلمانان با تعاليم شريعت است. هدف حكومت ديني، تنها برقراري امنيت و رفاه به هر شكل و سامان نيست؛ بلكه بايد امور جامعه و روابط و مناسبات آن با احكام، اصول و ارزشهاي ديني مطابق باشد و اين مهم نيازمند آن است كه مدير جامعه اسلامي -در عين برخورداري از تواناييهاي لازم در عرصه مديريت آشناترين مردم به حكم خداوند در اين موارد بوده و از فقاهت لازم در امور اجتماعي و سياسي برخوردار باشد. امام علي(ع) ميفرمايد: «أيها الناس ان احق الناس بهذا الامر أقواهم عليه و أعلمهم بأمر الله فيه»؛ «ای مردم! سزاوارترين مردم به امارت و خلافت كسي است كه بدان تواناتر و در آن به فرمان خدا داناتر باشد».همان، خطبه 173. پس جامعه اسلامي، نيازمند ولايت و زعامت سياسي است؛ همچنان كه هر جامعه ديگري براي برطرف كردن بعضي از كمبودها و نواقص اجتماعي خويش و تأمين نظم و امنيت، محتاج آن است. اين زعامت سياسي به فقيه عادل توانا داده شده است؛ زيرا مديريت جامعه اسلامي - افزون بر تواناييهاي مديريتي به اسلامشناسي و فقه شناسي نيز نيازمند است.
نامهای مبارک حضرت زهرا (س)
امام صادق (ع) میفرمایند: حضرت فاطمهى زهراء (س) در پیشگاه خداوند نه اسم مخصوص دارد:
فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهراء.
آن مرحوم هیچ شأنی برای خود قائل نبود، هرگاه سخن صحیح حتی از
طلبهای میشنید، قبول میکرد و حتیگاه به اشتباه خود معترف میشد،
هر هدیهای که دریافت میکرد، به شاگردان خود اهدا میکرد، اصلا اجازه
نمیداد کسی لفظ آیت الله که هیچ حجت الاسلام به وی خطاب شود.
این مطالب خاطرات یکی از نمازگزاران حضرت آیتالله العظمی بهجت (ره)
بود که توسط پسر این مرجع تقلید فقید در مراسم سالگرد
حضرت آیتالله بهجت (ره) در مسجد صاحب الزمان (عج) ورامین بازگو شد
بهترین سوره قرآن « یس » است
سوره « حمد » به مادر قرآن معروف است
سوره فجر به سوره امام حسین (ع) معروف است
سوره های اسراء حدید ، حشر ، صف ، جمعه ، نفابن ، واعلی به مسبحات مشهورند .
86 سوره قرآن مکی ، و 28 سوره مدنی است
سوره « یس » به قلب قرآن مشهور است
سوره های سجده ، فصلت ، نجم و علق عزانم مشهورند .
سوره حمد به زبان بندگان نازل شده است .
قرآن کریم در سوره « حمد » خلاصه شده است .
سوره توبه « بسم الله الرحمن الرحیم » ندارد
سوره الرحمن به « عروس » قرآن معروف است
سوره نمل دو « بسم الله الرحمن الرحیم » دارد
سوره قرآن با حروف مقطعه آغاز می شود
سوره حمد دو مرتبه بر پیامبر اکرم (ص) نازل شده یک بار در مدینه و یک بار در مکه
در سوره « همزه » از افراد عیبجو انتقاد شده است
سوره های « فلق » و « ناس » به معوذتین معروفند
سوره عادیات منسوب به حضرت علی (ع) است
سوره اسراء به « بنی اسرائیل » معروف است
سوره ای که در شان اهل بیت (ع) نازل شده است سوره « دهر » است .
سوره « حجرات » سوره اخلاق و ادب است
داستان گوساله پرستی بنی اسرائیل در سوره « طه » بیان شده است .
آیه الکرسی در سوره بقره قرار دارد .
آیه معروف « و ان یکاد الذین کفروا ... » در سوره قلم قرار دارد .
دعای « ربنا آتنا فی الدنیا حسنه ... » در سوره بقره آیه 201 می باشد .
در آیه 7 سوره احزاب نام پنج تن از پیامبران اولوالعزم بیان شده است .
آیه معروف « امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف و السو ء » در سوره نمل آیه 62 می باشد .
آیه ای که سر بریده امام حسین (ع) در شام تلاوت فرمودند آیه 9 سوره کهف می باشد .
آیه حجاب در سوره نور آیه 31 می باشد .
آیه مشهور ولایت در سوره مائده آیه 55 می باشد .
آیه ای که 5 وقت نمازهای یومیه در ان آمده است در سوره اسراء و آیه 78 می باشد .
در آیه 6 و سوره مائده مراحل وضو بیان شده است
به آیه « اناالله و انا الیه راجعون » « استرجاع » می گویند .
منفورترین کار حلال نزد خداوند « طلاق » است .
داستان معراج حضرت محمد (ص) در سوره اسراء بیان شده است .
حضرت عیسی (ع) هم اکنون زنده است .
حضرت یحیی (ع) به خاطر حمایت از عفعت و حجاب به شهادت رسید .
نام گرامی پیامبر (ص) 5 بار در قرآن آمده است ، 4 بار به نام محمد (ص) و یک بار به نام احمد در سوره صف آیه 6 .
پیامبری که به هم سخن خدا ملقب شده است حضرت موسی (ع) « کلیم الله » می باشد .
حضرت نوح به « شیخ الانبیاء » معروف است .
حضرت هود بر قوم عاد مبعوث شد .
لقب حضرت محمد (ص) حبیب الله است .
پیامبر اکرم (ص) هنگام تلاوت آیه 61 سوره یونس می گریست .
پیامبرانی که با همدیگر در یک زمان می زیستند عبارتند از ( ابراهیم و لوط ) ، ( یوسف ویعقوب ) ، ( موسی وشعيب ) .
حضرت ایوب (ع) نمونه صبر و بردباری بود .
کتاب حضرت داود (ع) زبور بود .
حضرت ابراهیم (ع) جد اول حضرت محمد (ص) بوده اند .
حضرت زکریا کفالت حضرت مریم را بر عهده داشت .
آیه 86 سوره هود اولین آیه ای است که حضرت مهدی (ع) هنگام ظهورشان بر زبان مبارکشان جاری می سازد .
آیه 3 سوره مائده که درباره خلافت و جانشینی علی (ع) است آخرین آیه ای است که نازل شده است .
سوره ای که در شأن حضرت زهرا (س) نازل شده « کوثر » است .
دختر حضرت شعیب (ع) به عفت و حیا مشهور است .
دو زن نمونه که قرآن به آنها اشاره نموده است عبارتند از : آسیه زن فرعون ، مریم مادر عیسی (ع)
زن ابو لهب هیزم کش جهنم است .
دو زن که به گمراهی از آنها نام برده شده است عبارتند از : زن لوط و زن نوح .
ستمگرانی که نامشان در قرآن آمده عبارتند از : جالوت ، هامان ، سامری ، نمرود ، فرعون ، قارون و ابولهب .
حیوانی که نمرود را به هلاکت رساند « پشه » بود .
پرندگانی که لشکریان ابرهه را به هلاکت رساندند « ابابیل » نام داشتند .
اصحاب کهف 309 سال در غار خواب بودند .
حیوانی که همراه اصحاب کهف به غار پناه برد سگ بود .
لقب حضرت یعقوب (ع) اسرائیل است .
قرآن طی مدت 23 سال بر پیامبر اکرم (ص) نازل شده است .
اولین گرد آورنده قرآن حضرت علی (ع) بود .
نخستین مفسر قرآن حضرت علی (ع) بود
نگاه کردن به قرآن کریم عبادت است
سید رضی جمع آوری کننده سخنان حضرت امیرالمومنین در نهج البلاغه است .
نهج البلاغه 239 خطبه ، 79 نامه و 480 حکت ( اندرز ) دارد .
ماههای حرام در سال ، چهار ماه ذی القعده ، ذی الحجه ، محرم و رجب .
حضرت نوح ، ابراهیم ، موسی ، عیسی و محمد (ص) 5 پیامبر اولوالعزم هستند .
صفات مومنان در سوره شوری ، اهل توکلند ، اهل اطلاعات و نماز ، اهل مشورت ، اهل انفاق هستند
در سوره حجرات به سه نوع ادب اشاره می کند . ادب در برابر خدا ، ادب در برابر رسول خدا و ادب مردم در مقابل یکدیگر .
هدف از آفرینش انسانها عبادت خداست .
آیه شریفه ، ( ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنو صلو علیه و سلمو تسلیما ) در سوره احزاب آیه 56 می باشد .
خمس که یکی از فروع دین است در آیه 41 سوره انفال بر مسلمانان واجب شده است .
نام دیگر قرآن ( فرقان ) جدا کننده حق از باطل است . در سوره فصلت آمده : اعضا بدن انسان در روز قیامت به سخن در می آید و به اموری شهادت می دهند .
امام سجّاد سلام الله علیه
: إنّ حُبَّنا أهلَ البَيتِ يُساقِطُ عَنِ العِبادِ الذّنوبَ كَما يُساقِطُ الرّيحُ الوَرَقَ مِنَ الشَّجَرِ؛
محبت ما، اهل بيت، گناه بندگان را فرو مىریزد، چنانكه باد، برگ درخت را

امام علی سلام الله علیه
المُؤمِنُ مَن تَحَمَّلَ أذَى النّاسِ ، ولا يَتَأَذّى أحَدٌ بِهِ .
مؤمن ، كسى است كه آزار مردم را تحمّل مى كند و آزارش به هيچ كس نمى رسد .
دانشنامه قرآن و حديث ج 2، ص 497
پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله:
إنَّما بُعِثتُ مُعَلِّما؛
من معلّم برانگيخته شدم.
دانشنامه قرآن و حدیث: ج 15, ص 114, ح 147
بر بالاي در اوّل نوشته بود:
لَا إلَهَ إلَّا اللَهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَهِ، عَلِيٌّ وَلِيُّ اللَهِ. «براي هر چيز راهي و چارهاي است، و راه وصول به راحتي و عيش چهار صفت است: قناعت، و بذل كردن حقّ، و ترك كينه، و مجالست با اهل خير.»
و بر بالاي در دوّم نوشته بود:
لَا إلَهَ إلَّا اللَهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَهِ، عَلِيٌّ وَلِيُّ اللَهِ. «براي هر چيز
راهي و چارهاي است، و راه وصول به سرور و خوشحالي در آخرت چهار صفت است: دست كشيدن بر سر يتيمان، و عطوفت بر بيوهزنان، و كوشش در برآوردن نيازهاي مؤمنان، و تفقّد از فقيران و مسكينان.»
و بر بالاي در سوّم نوشته بود:
لَا إلَهَ إلَّا اللَهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَهِ، عَلِيٌّ وَلِيُّ اللَهِ. «براي هر چيز راهي و چارهاي است، و راه وصول به سلامتي در دنيا چهار صفت است: كم گفتن، و كم خوابيدن، و كم راه رفتن، و كم خوردن.»
و بر بالاي در چهارم نوشته بود:
لَا إلَهَ إلَّا اللَهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَهِ، عَلِيٌّ وَلِيُّ اللَهِ. «كسي كه ايمان به خدا و روز قيامت دارد، بايد ميهمان خود را گرامي بدارد. و كسي كه ايمان به خدا و روز قيامت دارد، بايد همسايۀ خود را گرامي بدارد. و كسي كه ايمان به خدا و روز قيامت دارد، بايد پدر و مادر خود را گرامي بدارد. و كسي كه ايمان به خدا و روز قيامت دارد، بايد يا كلام خوب و گفتار خير بگويد و يا ساكت باشد.»
و بر بالاي در پنجم نوشته بود:
لَا إلَهَ إلَّا اللَهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَهِ، عَلِيٌّ وَلِيُّ اللَهِ. «كسي كه بخواهد به او ظلم نشود، بايد خود او ظلم نكند. و كسي كه بخواهد به او فحش ندهند و شتم ننمايند، بايد خود او فحش ندهد و شتم ننمايد. و كسي كه بخواهد ذليل و پست نشود، بايد كسي را ذليل و پست نكند. و كسي كه بخواهد به دست آويز متين و استواري در دنياو آخرت چنگ زند، بايد بگويد: لَا إلَهَ إلَّا اللَهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَهِ، عَلِيٌّ وَلِيُّ اللَهِ.»
و بر بالاي در ششم نوشته بود:
لَا إلَهَ إلَّا اللَهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَهِ، عَلِيٌّ وَلِيُّ اللَهِ. «كسي كه دوست دارد قبرش وسيع و گشاده باشد، مساجد را بنا كند. و كسي كه دوست دارد او را كرمها در زير زمين نخورند، در مساجد سكونت كند. و كسي كه دوست دارد پيوسته پاك و تازه باشد و نپوسد و كهنه نشود، مساجد را جاروب كند. و كسي كه دوست دارد جايگاه خود را در بهشت ببيند، مساجد را با فرش و بِساط، فرش كند.»
و بر بالاي در هفتم نوشته بود:
لَا إلَهَ إلَّا اللَهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَهِ، عَلِيٌّ وَلِيُّ اللَهِ. «سفيدي و روشنائي دل در چهار صفت است: عيادت كردن از مريضان، و تشييع از جنازهها، و خريدن كفنها، و رد كردن قرضها.»
و بر بالاي در هشتم نوشته بود:
لَا إلَهَ إلَّا اللَهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَهِ، عَلِيٌّ وَلِيُّ اللَهِ. «كسي كه دوست دارد از اين درها وارد بهشت شود، بايد به چهار صفت متمسّك گردد: سَخاوت، و حُسن اخلاق، و صدقه دادن، و نگاهداشتن خود را از اذيّت و آزار بندگان خداوند متعال.»
امیرالمؤمنین (علیه السـلام) می فرمایند: خوشا به حال کسی که زندگیش مثل زندگی سگ باشد!!! در سگ ده خصلت پسنديده است که مؤمن به داشتن آن سزاوارتر است.
نخست : آن كه سگ در ميان مردمان ، قدر و قیمتی ندارد که این حال «مساکین» است.
دوم این که سگ مال و مِلکي ندارد که این صفت «مجردین» است.
سوم این که خانه و لانه اي مشخص و معيني ندارد و هر جا كه رود همان جا را خوابگاه خود سازد و همه زمین بساط اوست كه این از نشانه های «متوکلین» است.
چهارم این که اغلب اوقات گرسنه است و این عادت «صالحین» است.
پنجم این که اگر صد ضربه تازیانه از صاحب خودش بخورد، در خانه او را رها نمی کند و این صفت «مریدین» است.
ششم این که شبها به جز اندكي نمي آرامد و این از صفت های «محبین» و دوستداران است.
هفتم این که رانده مي شود و ستم می بیند ولی اگر او را بخوانند بدون دلگیری بر می گردد و این از علامت های «خاشعین» و فروتنان است.
هشتم این که به هر خوراك كه صاحبش به او مي دهد و راضی است و این حال «قانعین» است.
نهم این که بيش تر لب فروبسته و خاموش است و این از علامت های «خائفین» است.
دهم این که وقتی می میرد ارثی از او باقی نمی ماند و این حال «زاهدین» است.
شیخ بهلول میفرمودند:
من در تمام عمرم یك عمل را ترك كردهام و اصلاً انجام ندادهام و یك عمل را اصلاً ترك نكردهام و تحت هر شرایطی بجا آوردهام و از این دو كار، بركت زیادی دیدهام، و آن را به همه شما سفارش میكنم؛ آنچه ترك كردهام، دروغ است، و آنچه ترك نكردهام نماز شب است.
هر چه دارم از تبرّی دارم
جناب عارف ربانی مرحوم حاج آقای انصاری همدانی به شیخ بهلول گفته بودند: آقا ما اعتقاد داریم كه شما جزو اوتاد هستید.
ایشان در جواب فرمودند: نخیر، من جزو اوتاد نیستم، ولی هر چه دارم از تبرّی دارم . امر تبرّی به قدری مهم است كه حضرت حق تعالی در زیارت عاشورا اول میفرمایند: «اللّهُمّ العَن أوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ محمَّدٍ وآلِ محمدٍ و آخِرَ تابِعٍ لَه علی ذَلِکَ؛ خدایا اولین ظالمی که به حق محمد و خاندان او ظلم کرده و پایمال نمود تا آخرین کسی که از آن ظالم پیروی کرد را لعنت کن.» و بعد میفرماید: «السلام علیك یا أباعبدالله و علی الاَرواحِ الَتی حَلَّت بِفِنائِک؛ سلام بر تو ای ابا عبدالله و بر روح هایی که در پیشگاه تو فدا شدند.»
منبع:
برگرفته از كتاب «ملكوتی خاكنشین، سیری در زندگانی حاج شیخ بهلول محمدتقی بهلول» نوشته سیّدعباس موسوی مطلق.
شخصيت فاطمه زهرا (س)
حضرت فاطمه زهرا(س) «اولين شهيده راه ولايت» و شخصيت برجسته اي است كه در بيـن زنان هماننـد مهتاب آفرينـش، روشنايي عالمتابي از خود نشان داد و در كتاب وجـود او «تمام حقيقت انسـان» و «تمام حقيقت زن» و در يك كلام «تمام نسخه انسانيت» به خـوبي مشاهده مي شـود[1]، به گـونه اي كه «افتخار خاندان وحـي»[2] است و الگـوي شايسته اي كه امام راحل در سخـن عصمت آسـاي خـود فـرمـود:«حضرت فاطمه زهرا(س) زني بود كه اگر مرد بود نبـي بـود، زني كه اگـر مرد بود به جاي رسـول الله بـود.»[3] و چـون در باره معرفـي نمـونه اي كـامل از انسـان در جهان هستـي، سخـن به ميـان مـي آيد، ايشان با احتـرام خاصـي مـي فـرمايد: «همه بايـد به او [حضرت زهرا(س)] اقتـدا كنيد و كنيـم، همه بايد دستـورمان را از اسلام به وسيله او و فرزندان او بگيريـم و همان طوري كه او بوده است باشيـد. انسانـي است به تمام معنا انسان، زنـي است به تمام معنا زن».[4]
سيره سياسي حضرت فاطمه (س)
از ديدگاه آموزه هاي اسلامي ، انسان نسبت به سرنوشت فردي و اجتماعي خويش مسئول است و نمي تواند در رابطه با حوادث ، جريانات و واقعيتهاي پيرامون خويش بيتفاوت باشد. يکي از مهمترين موضوعاتي که تاثيري عمده برسرنوشت بشريت دارد ؛ رهبري و مديريت سياسي جامعه است که برخورد مسئولانه تمامي افراد جامعه را در قبال خود طلب مي نمايد و در اين رابطه جنسيت مطرح نيست. و از اين زاويه است که فاطمه (س) دختر پيامبرگرامي اسلام(ص) سزاوارترين افراد براي مشاركت سياسي و حضور در صحنه سياست مي باشد.و علي رغم اشتغالات اجتماعي متعدد و خستگي هاي ناشي از كار روزانه و رسيدگي به امور خانه و سرپرستي چند كودك خردسال، خود را از سياست دور نميدارد و هم چون سياستمداري قهرمان در صحنه اجتماع حاضر ميشود و در دفاع از حق و عدالت جان مبارک خويش را نثار مي نمايد.
با توجه به احاديث خاندان وحى، در عصر غيبت، وظايف وتکاليفى براى شيعه مشخص ومعين نموده اند که بخشى از آنها بدين ترتيب است:
1- معرفت وشناخت آن حضرت: يکى از وظايف شيعه نسبت به امام زمان (عجل الله فرجه) به دست آوردن شناخت صفات وآداب وويژگيهاى آن جناب وعلايم حتمى ظهور او مى باشد. زيرا آن حضرت، امامى است واجب الاطاعه، وهر کس که اطاعتش واجب است بايد صفاتش را شناخت، تا با شخص ديگرى که مقام او را به دروغ وستم ادعا مى کند، اشتباه نگردد. بنابراين شناخت ودانستن صفات مولايمان حضرت حجت (عليه السلام) واجب است.
امام صادق (عليه السلام) فرموده است: (به درستى که بهترين وواجب ترين فريضه ها بر انسان شناخت پروردگار واقرار به بندگى او است... وپس از آن شناخت فرستاده خدا است وگواهى دادن به پيغمبرى او... وبعد از آن، شناختن امامى است که به صفت ونامش در حال سختى وراحتى به او اقتدا مى نمايى). (1)
سیزده سال از عبور علی صیادشیرازی از دروازه آسمان میگذرد؛ اویی که جا نمانده بود از شهدا، با آنها زندگی میکرد و کمی بیشتر در میان ما مانده بود تا خوب زندگی کردن را به ما بیاموزد. منافقی در لباس خدمتگزار در حوالی خانهاش در کمین نشسته بود تا این پرستو را شکار کند؛ اما او هم نتوانست صیاد را صید کند و فقط با چند گلوله او را به آرزویش رساند. در یادکردی از صیاد دلها، خاطرهای از امیر سرتیپ ناصر آراسته، مشاور مقام معظم رهبری را که از امیر سرتیپ دوم خلبان غلامحسین دربندی مرور میکنیم تا روزنه درخشندهای باشد برای تاریکیهایمان.
***
خدمت حضرت آقا رفته بودیم؛ دیدم تنها کسی که کاغذ در آورده و دارد نکتهبرداری میکند شهید صیاد است. آمدیم بیرون برایم سؤال شد. گفتم «شما جانشین ستاد کل نیروهای مسلح هستید با یک اشاره و تلفن، همه نوارهای سخنرانی حضرت آقا را برایتان میآورند، شب هم که در اخبار پخش میکنند، روزنامهها مینویسند منابع دسترسی شما زیاد است؛ بهتر نبود آنجا مثل بقیه مینشستید و نگاه میکردید؟»
شهید صیاد در جوابم گفت : «اشتباه شما همین جاست. ایشان هم ولی من، هم مرجع تقلید من، هم فرمانده کل قوا و فرمانده بنده هستند. من مطالب و دستوراتی را که ایشان فرمودند را یادداشت کردم که سریع در همین ماشین با بیسیم ـ چون آن موقع هنوز تلفن همراه نبود ـ به دفترم اطلاع میدهم که سریع اینها آماده شود تا رسیدم به دفتر دستورالعملش آماده شود که فوراً ابلاغ کنیم. شما میگویید من تا فردا صبر کنم؟ این چند ساعت تأخیر در اجرای حکم ولی امرم را چه طور جواب دهم. اگر از من روز قیامت سؤال بپرسند این چند ساعت تأخیر را، چه جوابی دارم بدهم؟».
منبع :بولتن نیوز
بخش چهارم:
۳۱ - ورود فاطمه به بهشت
۳۳ - پرتو افكنى نور خدا بر فاطمه
۳۴ - پاداش سلام بر فاطمه
۳۵ - حنوط فاطمه از بهشت
۳۷ - اشتراك فاطمه در كشتى نوح با ديگر افراد اهل بيت
بخش سوم:
۲۱ - حجاب از نابينا
۲۲ - سؤ ال و جواب فاطمه با فرشتگان
۲۳ - طلب خير و بركت
۲۴ - فضيلت فاطمه در كلام امام صادق (عليه السلام)
۲۵ - نزول ميوه از بهشت
۲۶ - حضور فاطمه در حجة الوداع
۲۷ - در تفسير مرج البحرين يلتقيان
۲۸ - مثل شجره طيبه
۲۹ - مراد از مشكاة
۳۰- گمراهى ، در انكار ولايت فاطمه
...............

